معرفی اجمالی شهرستان خلخال

شهرستان خلخال یک منطقه کوهستانی با طبیعتی بکر و بسیار زیباست که در جنوب استان اردبیل واقع شده است و مرکز آن شهر خلخال یا هروآباد است .

این شهرستان با دارا بودن 85 در صد از جنگلهای استان اردبیل از طرف شمال به شهرستان کوثر ، از شرق به استان گیلان ، از جنوب به استان زنجان و از غرب به شهرستان میانه  آذربایجان شرقی حدود می شود .

 

ادامه معرفی خلخال  ...

درباره وبسایت خلخالیم

وب سایت شخصی "خلخالیم" ( کلمه ترکی به معنی خلخال من ) بعنوان اولین وب سایت جامع شهرستان خلخال با رویکرد فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ، از تاریخ 8 / 8 / 88 ( سالروز ولادت با سعادت امام هشتم ) افتتاح و کار خود را شروع کرده است .

این وبسایت در سایت ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ، متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده و تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .
وب سایت خلخالیم یک نشریه الکترونیکی است که متعلق به همه خلخالیهای دنیاست از دورترین روستاهای خلخال گرفته تا خلخالیهای خارج از کشور .

>> ادامه ...

از اینکه ما رو همراهی میکنید خوشحالیم و بینهایت از شما ممنونیم

تماس با ما

برای کامل تر و پر بار تر شدن سایت بی شک مشارکت شما همشهریان و دوستان عزیز  ضروری و لازم است . برای ارسال مطالب و یا برقراری ارتباط از اطلاعات زیر استفاده نمایید :
ایمیل  :  Info@khalkhalim.com  و  Masoud@khalkhalim.com
شماره موبایل : 09381687314

شماره تماس ثابت : 32420202 - 045

آدرس : خلخال - خیابان شهید بهشتی - ابتدای خیابان شهید مطهری

مدیریت سایت خلخالیم : مسعود شیرعلی پور

عضویت در سایت خلخالیم

از تمامی شهروندان عزیز خلخالی دعوت می کنیم با درج نام و نام خانوادگی خود اقدام به ثبت نام در سایت نمایند .

همچنین افرادی که مایل به همکاری با سایت هستند ، نوع کاربری آنها بعدا و با هماهنگی مدیریت سایت قابل ارتقاء بوده و امکان درج مطلب در سایت را خواهند داشت .

چنانچه به هر دلیلی گذرواژه خود را فراموش کردید , برای فعال سازی آن از لینکهای "بازیابی گذرواژه" یا "بازیابی شناسه" که در زیر فرم ثبت نام درج شده استفاده نمایید و یا بصورت دستی برای مدیریت سایت ایمیل ارسال نمائید

لازم به ذکر است که مشخصات شما نزد مدیریت سایت محفوظ خواهد بود


برای عضویت در سایت لطفا کلیک کنید ...

  • اخبار پایین صفحه
  • صفحه اصلی
  • فید خبرخوان
  • همه پایگاههای وب خلخال
  • جستجوگر ویژه

http://khalkhalim.com/images/stories/tablighat2/h_zendan1.jpg

آخرین اخبار و اطلاعیه ها

Home اخبار سرمقاله برات قنبری شاخص‌ترین مدیر مخابراتی ایران
برات قنبری شاخص‌ترین مدیر مخابراتی ایران فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 20 بهمن 1395 ساعت 07:46

روایتی مصور از زندگی و خدمات مهندس برات قنبری از مدیران ارشد و قدیمی فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران به نقل از ماهنامه پیوست

 

کمتر مدیری در بازار فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران است که حتی نیمی از قدمت و استقامت برات قنبری را داشته باشد. این دانش‌آموخته مدرسه علوی و دانشگاه صنعتی شریف، معاون وزیر، معاون سازمان برنامه و بودجه و عضو هیات مدیره شرکت‌های غول‌آسایی مانند مخابرات، داده‌پردازی و بانک ملی ایران بوده و ریاست کمیسیونی که پروانه ایرانسل امروز را واگذار کرده نیز بر عهده داشته ولی پیش از همه اینها او مدیری از مرکز تحقیقات مخابرات است.  خانه محبوبش که نامش عوض شده، اکنون برج‌هایی از شیشه و پولاد بر فراز آن سربرافراشته‌اند و دیگر آزمایشگاه‌هایش محل تردد کمتر دانش‌پژوهی است. خودش اتاق کوچکی در آنجا دارد که با رفیق قدیمش نصرالله جهانگرد، معمار فناوری در دولت اصلاحات، شریک شده و روی میزش را با کتاب پر کرده است.  وقتی به اصرار برای عکاسی از دفتر بیرونش می‌آوریم مسیرهای خلوت مرکز برای تبریک سال به وی ترافیک می‌شود، کارمندان و مهندسان پنجره‌‌‌‌‌ها و درها را باز می‌کنند و برای روبوسی و تجدید خاطره با او سر و دست می‌شکنند. همه را به اسم کوچک و تاریخ ازدواج و سن فرزندان‌شان می‌شناسد و در میان همهمه با آن لهجه دلنشین آذری‌اش چشمک می‌زند که: «لذتی که در معاونت است در ریاست نیست.»

 

ریشه

هر انسانی نیازمند ریشه است، شریانی پرخون که او را به خاک، خانه و خاطره پیوند دهد. نوری که از این خاطرات به دیروز می‌تابد امروز و فردای انسان‌های ریشه‌دار را روشن می‌کند. برای برخی این خاطرات در صفرهای حساب‌های بانکی، برای بعضی در پشت میزهای ریاست پیشین و برای کسانی در برگ‌های تاریخ پنهان شده لیکن برای برات قنبری در خاک شهرش خلخال مدفون شده است.

شهری با اقلیمی سرد و جوشش‌‌‌هایی گرم، پایتخت شاهان باستانی و زادگاه مردمان سختکوش که در آنجا چشم به جهان گشود، در کودکی پدرش را از دست داد، به دشواری تحصیل کرد و نخستین لرزه‌های سیاسی کشور را حس کرد. بالاتر از همه برای مهم‌ترین رجل مدیریتی سه دهه اخیر مخابرات کشور خلخال شهری است که به او آموخت تا ابد جهان را با چشمی سوم بنگرد؛ از میان پلک‌های یک روستازاده، سرشار از ناشناخته‌‌هایی در انتظار کشف و تجربه، بدون ناامیدی با احترام به شرف انسان‌های مجاور.

سرآغاز

قنبری متولد روزگار اتفاقات بزرگ است، ۱۵ خرداد ۱۳۳۲ در خلخال عزیزش به دنیا آمده و در سالی که همه آن را به سبب سرنگونی و کودتا می‌شناسند متولد نیمه شعبان بوده، از این رو نام برات را بر وی نهاده‌اند. در خانواده‌ای پرجمعیت زندگی می‌کنند و پدرش که کاسبی خرده‌پاست و معتمد محل، اعتقادات مذهبی قدرتمندی دارد. از همان کودکی برات به کار کنار تحصیلات ابتدایی در مغازه کودکی خو گرفته و سختکوشی مردمان آذری در نهادش پا می‌گیرد. خودش در این‌باره می‌گوید:«یادم نمی‌آید یک بار در تمامی آن سال‌ها بعد از طلوع آفتاب صبحانه خورده باشیم.» پدر که به دیار باقی می‌شتابد مسوولیت خانواده بر دوش برادر بزرگ‌تر می‌افتد ولی قنبری جوان‌تر فرصت آن را پیدا می‌کند که در کنار کار کردن به جد درس بخواند و از ۱۶ سالگی خودش معلمی را در همان مدرسه‌ای که درس می‌خوانده آغاز می‌کند، ذات آموزگاری وی تا امروز هم محسوس است. تا اواخر دهه دوم زندگی‌اش پا را از خلخال فراتر نگذاشته و حتی پس از آن هم فقط یک بار برای المپیادی به تبریز می‌رود. در این دوره از زندگی او برادران بزرگ‌تر که فراتر از زمانه و زندگی اطراف‌شان هستند تاثیری محسوس بر روحیات برات دارند ولی جهان کوچک خانوادگی او با ورود به دیگ جوشان تهران در آستانه انقلاب وارد پختگی جدیدی می‌شود.

مادر

دیدن مدیری ۶۰ ساله و آبدیده که دو حکومت را به چشم دیده اما هنوز هم چشمانش با حرف زدن درباره مادر درگذشته‌اش تر می‌شود، تجربه خاصی است. مادر تنها ۲۵ سال داشته که همسرش را از دست می‌دهد ولی در تمامی مراحل زندگی همراه فرزند محبوبش می‌ماند و حتی بعد از ازدواج پسر ارتباط عمیقش با خانواده و عروس را حفظ می‌کند. قنبری در کمال صداقت می‌گوید: «من و همسرم همواره مشغول و فعال بودیم، در تمامی این سال‌ها مادرم با شیفتگی بچه‌‌ها را نگهداری کرد.» شاید هنگام درگذشت مادرش در آبان ۸۹ تنها زمانی بود که جمع دوستان و همراهان برات قنبری همیشه خندان را غمگین دیدند.

پرواز

ورود به دانشگاه صنعتی شریف برای برات قنبری یک دنیای جدید است. او که با اتوبوس شرکت واحد از نازی‌آباد تا دبیرستان علوی را هر روز به کندی می‌رفت، این بار وارد دانشکده برق دانشگاه صنعتی آریامهر شده است که اکثریت دانش‌آموزان آن را فارغ‌التحصیلان قطب فکری و فنی مقابل یعنی دبیرستان البرز تشکیل می‌دهند. ایران‌گردی از همان سال نخست شروع می‌شود. به هزینه دانشگاه یا حتی هزینه شخصی اساتید به اصفهان و شیراز سفر کرده و با صنایع الکترونیک شهرهای صنعتی آشنا می‌شوند تا نوبت به اولین سفر‌های خارجی می‌رسد. یک‌ماهه با کیف دستی به سفر دور هند می‌روند. با حمایت محمدتقی برخوردار که کارآفرین سرشناس پیش از انقلاب است به دیدن کارخانه‌‌های بزرگ صنایع الکترونیک آلمان همچون زیمنس می‌روند. از مرکز دیسپاچینگ آلمان دیدن می‌کنند و با اتوبوس سری به آلمان شرقی قحطی‌زده می‌زنند. آب رآکتور می‌خورند و شبی به کنسرت فیلارمونیک می‌روند و در حالی که بقیه هیجان‌زده از مواجهه اوج فرهنگ اروپا هستند قنبری به خواب عمیقی تا پایان کنسرت فرو می‌رود. در سفرهایش می‌آموزد که جای مهندسان نه در کارخانه و مقابل خط تولید که در جای دیگر و بر سر پژوهشی دیگر است. از سفر که برمی‌گردد موج انقلاب دیگر ایران را فراگرفته است.
در سال ۵۶ برات قنبری مهندس با فوق‌لیسانس برق از دانشگاه صنعتی شریف است که تجربیاتی متفاوت دارد؛ در مذهبی‌ترین دبیرستان تهران و فنی‌ترین دانشگاه کشور درس خوانده، تجربه کوتاهی از زندان دارد که در پی یک شب خوابیدن در خوابگاه پیش آمده و دعوت ایزایران وقت را رد کرده چون اعتقاد دارد الکترونیک و مخابرات دست ارتشی‌هاست اما کامپیوتر متعلق به مردم است، استادیار است و در برابر پیگیری‌های دکتر علوی، همکار آینده‌اش در مرکز تحقیقات، برای ترغیب کردن او به مخابرات مقاومت می‌کند. انقلاب می‌شود.

 

سال تولد: ۱۳۳۲

محل تولد: خلخال

سوابق تحصیلی:مهندسی برق، کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق (گرایش کامپیوتر) از دانشگاه صنعتی شریف

سوابق کاری: قائم مقام شورای عالی انفورماتیک، قائم مقام شرکت مخابرات، رئیس مرکز تحقیقات مخابرات، معاون فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات، معاون ارتباطات و برنامه ریزی، هیأت امنای پژوهشکده میکروالکترونیک، عضو هیئت مدیره بانک ملی ایران و هیئت مدیره داده‌ورزی سداد

 

دفتر کوچک این روزهای قنبری در مرکز تحقیقات مخابرات تنها چند متر با میز جهانگرد فاصله دارد و پر از کتاب و مقاله است

 

چهره محو برات در پشت انبوه فارغ‌التحصیلان علوی

 

قنبری جوان در مرکز تحقیقات به سراغ کامپیوتر رفت

 

معلم

باور اینکه همیشه معلمان تاثیر شگرفی بر بینش و منش دانش‌آموزان دارند دشوار است ولی خود برات قنبری بخش عمده‌ای از دستاوردهای شخصی و حرفه‌ای‌اش را مدیون معلم سرشناسی در دبیرستان علوی می‌داند که در ظاهر فقط علم فیزیک اما در عمل دانش زندگی آموزش می‌داد. رضا روزبه که خود از خاندانی روحانی و زاده زنجان بود ولی تحصیلاتی عالی در علم فیزیک پشت سر گذاشته بود، از نمونه‌های شاخص دانش‌آموختگان متدین به شمار می‌آمد و در مدرسه به قنبری جوان توصیه کرد مرزی برای آرزوهایش قائل نشود. خودش با خنده می‌گوید: «وقتی سال‌ها بعد برای فوق‌لیسانس مصاحبه می‌کردم استاد از من پرسید هدفت چیست و من خیلی جدی گفتم بی‌نهایت. آنها آن روز خیلی به این جواب ساده من خندیدند ولی این چیزی بود که من از استاد روزبه یاد گرفته بودم. آرزوها نباید سقف داشته باشند.» این محقق فیزیک و استاد رشته فیزیک در اواخر دهه ۴۰ به تشعشعات رادیو اکتیو آلوده شد و پس از بیماری سختی در آبان ۵۲ جان سپرد.

تا به امروز هم قنبری تحقیقات را مهم‌ترین ارزش افزوده می‌داند

 

سفرهای دانشگاهی پیش از انقلاب به کشورهایی چون آلمان او را با جهان تازه‌ای آشنا می‌کند

 

آغاز

برادر دوم در تهران جزو همافران نیروی هوایی می‌شود؛ فرهیخته‌ترین بخش ارتش آن زمان که سال‌ها بعد با ریشه‌های مذهبی و ملی به استقبال آیت‌الله خمینی (ره) می‌روند. او زمینه مهاجرت خانواده به تهران را فراهم می‌کند و برات و خانواده جاده مال‌روی اسالم به خلخال را به سمت پایتخت در حال انفجار پیش می‌گیرند. با اسباب و اثاثیه‌ای که بار یک نیسان شده وارد شهری می‌شوند که در تنش‌های اولیه انقلاب در آستانه دهه ۵۰ است.

خاستگاه مذهبی‌اش باعث می‌شود به دبیرستان قدس برود که در آن محمدعلی رجایی دبیر جبر است و جلال‌الدین فارسی مربی علوم اجتماعی. مدرسه را حجت‌الاسلام آل اسحاق، روحانی مبارز و پدر چهره شاخص این روزهای حزب موتلفه تاسیس کرده و دوستان چندی هم دارد که یکی از آنها برای اهالی فناوری نام‌آشنا‌تر است:«احمد بیدآبادی همکلاسی ما بود و اتفاقا جزو شاگردان بسیار شلوغ کلاس هم بود!» در میان اسامی مدرسه‌ آن زمان نام دکتر محمد صنعتی را هم می‌توان یافت اما نوجوان روستازاده داستان ما به سرعت بر تغییرات محیط پیرامونش فائق آمده در کلاس چهارم شاگرد اول می‌شود. پایان سال پنجم ولی چندان خوش‌یمن نیست، حکومت مدرسه را تعطیل می‌کند و دانش‌آموزان ناگزیرند مکتب جدیدی پیدا کنند. آنچه در ظاهر بدشگون به نظر می‌رسد آغاز یکی از پربارترین دوره‌های تحصیلی برات جوان است که در عین حال او را وارد حلقه قدرتی می‌کند که تاثیری سرنوشت‌ساز بر موفقیت سیاسی او پس از انقلاب دارد. به توصیه پسرخاله‌اش که فعالی سیاسی است به مدرسه علوی می‌رود.

مدرسه علوی که حدود دو دهه پیش از آن به ابتکار علامه کرباسچیان تاسیس شده بود بزرگ‌ترین تکیه‌گاه و روزنه امید طبقه مذهبی آن زمان برای تربیت نسلی از دانش‌آموختگان متدین بود و از همین رو در کنار رقابت علمی با مدارسی همچون خوارزمی، هدف و به ویژه البرز نمادی از تقابل با دانش‌آموختگان سکولار آن زمان نیز به شمار می‌آمد. فهرستی دست‌کم ده‌هانفره از رجال سیاسی و مدیریتی گذشته و فعلی ایران را می‌توان در میان فارغ‌التحصیلان علوی دید که بینش افرادی مانند علامه محمدتقی جعفری را با دروس فنی زمان خود درآمیخته‌اند و بعدها در اولین گام عازم دانشگاه‌های تراز اول وقت شدند. در میان این فهرست از غلامعلی حدادعادل گرفته تا سید مجتبی خامنه‌ای و از علی‌اکبر ولایتی تا محمدرضا شریفی‌نیا را می‌توان دید. عبدالکریم سروش، علی مطهری و محمد نهاوندیان و حسن غفوری هم فقط بخشی از این نام‌های شناخته‌شده هستند. قنبری در جو سیاسی و علمی قطب جوانان مذهبی آن روز دانش‌آموخته می‌شود و به توصیه اکید معلمانش به‌رغم علاقه به دروس پایه در دانشگاه وارد رشته فنی برق می‌شود. تخصصی که تنها چند سال بعد او را بیشتر با ساخت دولت حکومت جدید پیوند می‌زند.

مدرسه

شاید تنها حسرتی که در بازگویی ۳۷ سال تصدی‌اش برات قنبری به آن صحه می‌گذارد، انحلال مدرسه عالی کامپیوتر باشد. نهادی سراسر علمی که در سال ۵۳ توسط دکتر مرتضی انواری پایه‌گذاری شد و از همان ابتدا صدها دانش‌پژوه را به جامعه علمی کشور فرستاد. ادامه آن حرکت را در دانشکده ریاضیات صنعتی شریف که توسط همان جمع پایه‌گذاری شد می‌توان دید ولی مدرسه از زیر تیغ شورای عالی انقلاب فرهنگی جان سالم به در نبرد. برات با تاسف فراوان از آن جریان سخن می‌گوید:«در کمیسیون الکترونیک مبنا بر یک آرایش درسی جدید بود و افرادی همچون مسیح قائمیان و ابطحی هم حضور داشتند. متاسفانه چون شخص آقای پرهامی مورد پذیرش مسوولان نبودند و ایشان هم اصرار داشتند ماها که دکترا نداریم در این‌باره نظر ندهیم، خلاصه در آن زمان سعی کردیم روی مسائلی متمرکز شویم که از نظر ما اولویت بالاتری داشت ولی اگر در ۲۶ سالگی تجربه‌ای که الان دارم را داشتم تلاش بیشتری می‌کردم تا این نهاد آموزشی پابرجا بماند.» پرهامی بعدها در انجمن انفورماتیک ایران هم بی‌مهری فراوان از شورای انفورماتیک دید و عاقبت رخت بر بست و به سانتاباربارای آمریکا رفت.

نماز

۱۲ بهمن ۱۳۵۷ حسین شیخ‌عطار مسوول گروه صوتی و تصویری ستاد استقبال از امام خمینی است و در کنار خود جمعی ۴۰ نفری از فارغ‌التحصیلان شریف را دارد که یکی از آنها برات قنبری جوان است که سیم‌کشی و نصب بخشی از مسیر آزادی تا انقلاب، یعنی بلندگوهای منطقه سلسبیل را مدیریت می‌کند. کارها طی سخنرانی تاریخی آیت‌الله در بهشت زهرا هم ادامه دارد که خود قنبری در آن‌باره با خنده می‌گوید:«موقع انقلاب بود و هر کسی از مادرم می‌پرسید برات کجاست و چه‌کار می‌کند برمی‌گشت می‌گفت بهشت زهراست! اتفاقا به ما هم غسالخانه رسیده بود، برای کاری سیم‌کشی.»

جریان‌ها یکباره دگرگون می‌شود، برادر بزرگ‌تر وارد اداره مخابرات می‌شود و برادر کوچک‌تر پس از تحصیل ارتباطات به کشور برمی‌گردد و عضویت انجمن اسلامی نیروی هوایی را بر عهده می‌گیرد. قنبری هم که در میانه دهه سوم زندگی‌اش است پس از همه آن اتفاقات سیاسی به دانشگاه بازمی‌گردد و با انقلاب مدارهای مجتمع به حوزه الکترونیک و مخابرات علاقه‌مندتر از پیش شده است. ساختار پژوهشکده‌های آن دوره که هر کدام زیر نظر یکی از اساتید شاخص هستند نظر او را به خودش جلب می‌کند و طبیعتا انتخاب اول مرکز تحقیقات مخابرات است. مرکز در سال ۱۳۴۹ با امضای تفاهمنامه‌ای میان دانشگاه تهران و ژاپن تاسیس شده و امروزه هم در زمین‌های متعلق به این دانشگاه ساکن است. تامین بودجه که پس از انقلاب به وزارت پست و تلگراف و تلفن سپرده می‌شود، تیم دانشگاه تهران ترک حضور می‌کنند و مرکز زیر نظر دانشگاه صنعتی شریف قرار می‌گیرد، برات قنبری نیز مدیریت بخش کامپیوتر را بر عهده می‌گیرد. تاریخ ورودش را هم به خوبی به خاطر دارد:«۱۵ خرداد سال ۵۹ بود. هم تاریخ تولدم بود و هم ورودم به مرکزی که هنوز آن را خانه دوم خودم می‌دانم.»

با ورود محمدحسن انتظاری و روابط موفق قنبری با وزارتخانه فعالیت‌های مرکز در زمان دولت موقت رونق می‌گیرد و از یک سو نه‌تنها مرکز به لحاظ تجهیزات و نیروی انسانی قدرت مضاعفی پیدا می‌کند بلکه جایگاه اقتصادی آن نیز در خلاء پس از انقلاب تثبیت می‌شود:«با حمایت‌های وقت شهید قندی در کابینه آقای رجایی اولین ترمینال دوزبانه طراحی شد، طراحی مرکز تلفن صورت گرفت و حتی چون با اغلب غربی‌ها مشکل داشتیم جنس نمی‌دادند، برای تولید سراغ مالزی و سنگاپور رفتیم که واقعا آن روزها یک دهات بود هنوز. خیلی از دستگاه‌‌های باقیمانده را هم مهندسی معکوس کردیم.» افرادی همچون محمدحسن انتظاری و شهید ایرج بیات هم به جمع اضافه می‌شوند تا روی پروژه مالتی پلکس کار کنند و مرکز دپارتمان‌های قدرتمندی پیدا می‌کند. قنبری همگرایی میان رایانه و مخابرات را درمی‌یابد و در فرآیند C&C پیشگام می‌شود.
در فضای بعد از انقلاب همچنان تمرکز فنی محض با خارجی‌هاست. زیمنس سوئیچ‌ها را در اختیار دارد و NEC تجهیزات انتقال را تحت سیطره خود قرار داده است. قنبری سعی می‌کند چهره‌های شاخص‌تر با تجربه عملی را جلب کند و از چهره‌های برجای‌مانده امروز می‌توان به پسیان و بیدآبادی اشاره کرد که اولی روی نرم‌افزارهای مخابراتی کار می‌کرد و دومی تخصص کار روی رشته‌های سخت‌افزاری را داشت. قندی اولین وزیر پست و تلگراف پس از انقلاب شهید می‌شود. دوره وزارت مرتضی نبوی در زمان نخست‌وزیری میرحسین موسوی زمانه متفاوتی است.

انتظاری رابطه خوبی با وزیر جدید دارد و با همراهی رفیق قدیمی‌اش ریاست مرکز را بر عهده می‌گیرد، مراکز تلفن دیجیتالی تازه وارد کشور می‌شوند و مرکز که شانس حضور تجاری قوی‌تری با بنیه علمی و نیروی انسانی خود دارد سعی می‌کند رویکردی واقع‌گرایانه در حمایت از تولیدات داخلی‌اش داشته باشد:«رایزنی‌ها به این نتیجه رسید که مراکز با ظرفیت بالا برای همان چشم‌آبی‌ها باقی بماند ولی ما سعی کنیم پروژه‌‌های کوچک یا روستایی را که به لحاظ عددی، جذابیتی برای خارجی‌ها نداشتند بگیریم تا اندک اندک ظرفیت تولید و طراحی‌مان افزایش پیدا کند.» برات قنبری در این دوره معاون پژوهشی مرکز است و حضور در سازمان پژوهش‌های علمی کشور او را با طیف جدیدی از دوستان آشنا می‌کند ولی باید نزدیک‌ترین نقطه حضور مهندس جوان دانشگاه شریف را که اکنون برای خود مدیری محسوب می‌شود، با دستگاه حاکمیت شورای عالی انقلاب فرهنگی به شمار آورد؛ جایی که او عضو کمیسیونی تخصصی درباره کامپیوتر و الکترونیک می‌شود. نقطه برخورد دوباره قنبری با قطب علمی برجای‌مانده پیش از انقلاب دوباره شکل می‌گیرد.

 

از ساختمان قدیمی مرکز این روزها فقط چند نشان محدود در پای برجی سه به فلک کشیده برجای مانده

 

طراحی اولیه ماهواره مصباح حاصل همکاری مدیرانی همچون انتظاری و قنبری در مرکز بود

 

جهانگرد

نصرالله جهانگرد اولین دبیر شورای عالی اطلاع رسانی، سیاسی‌ترین چهره فاوای کشور در طی دهه‌‌های گذشته بوده و موفقیت نسبی طرح تکفا هم این عنوان و سایه‌روشن‌هایش را حتی طی دهه اخیر حفظ کرده است. حضور وی در اولین نهاد پژوهشی دولتی یعنی مرکز تحقیقات مخابرات زاییده رقابت قنبری به منظور جذب مدیر در میانه دهه ۶۰ برای مرکز محبوبش است که این دانش‌آموخته دانشگاه شهید بهشتی را وارد بافت راهبری فاوای کشور می‌کند. خود قنبری هنوز هم وقتی یاد جریان می‌افتد لبخند می‌زد:«خبردار شدم که آقای جهانگرد به بانک مرکزی می‌رود و من چون همیشه دوست داشتم با افرادی کار کنم که تجربه کار سیاسی داشته باشند و مفهوم مدیریت فنی و پژوهشی در پس‌زمینه سیاست را درک کنم از ایشان دعوت کردم به مرکز بیایند. مدیریت بخشش که دیتا بود را هم با خودشان شروع کردیم که بعدا حرف و حدیث نباشد که ایشان آمده و بقیه را کنار گذاشته‌ایم.» لازم نیست خیلی رابطه این دو مدیر ارشد فناوری کشور را بشناسید که بدانید ارادت خاصی به یکدیگر دارند؛ دوستانی جدانشدنی که حتی رابطه عمیق‌شان را به نسل بعدی قنبری‌ها و جهانگردها انتقال داده‌اند:«آقای جهانگرد مدیری است که حاضر است کار بلند‌مدت و بدون نام بکند. به جرات می‌گویم اغلب افراد بخش فاوا فقط با بخشی از فعالیت‌‌های ایشان آشنا هستند که ثمر داده بود وگرنه ۱۰ سال قبل از تکفا بی‌وقفه کار کردند تا بازار فاوا به این برهه از حیاتش رسید. بارها دیده‌ام که به نفع دیگران یا حتی من از فرصت‌هایی که برایشان پیش آمده کناره‌گیری کرده‌اند. برای ایشان حاصل مثبت کار در درجه اول اهمیت قرار دارد.»

سرباز

قنبری همچنان معتقد به پرهیز از حضور در ساختار نظامی و امنیتی کشور به صورت مستقیم است و طی سال‌های ابتدای دهه ۶۰ مرکز تحقیقات مخابرات زیر نگین وی تبدیل به قطبی می‌شود که نه‌تنها فارغ‌‌التحصیلان داخل و خارج کشور را در مقابل صاایران و ایزایران جذب می‌کند بلکه حتی جمعی از نیروهای مهاجرت‌کرده از این بازوی فناورانه دولت را هم به خدمت می‌گیرد. بنیه علمی مرکز همچنان مسیر ترقی را طی می‌کند و دوره‌های آموزشی‌اش در خلاء مدارک تخصصی مخابرات محبوبیت پیدا می‌کند.در سال ۶۰ نفوذ میان دستگاهی برات قنبری پس از جریانات شورای عالی انفورماتیک هم گسترش قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند، او در حالی که تنها ۲۸ سال دارد عضو شورای عالی انفورماتیک می‌شود، مذاکرات تحویل گرفتن IBM را مدیریت می‌کند و در بافت داده‌پردازی از ابتدا وارد می‌شود. مهم‌تر از همه این اقدامات در آستانه ۳۰ سالگی به بافت سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور پیوند می‌خورد که چرخه ارتباطات وی از دانشگاه تا وزارتخانه و ریاست‌جمهوری را تکمیل می‌کند. مذاکرات با IBM با درایت طرف آمریکایی یک دستاورد تمام‌عیار است:«کمپانی آمریکایی به ما اعلام کرد تمایلی برای به دادگاه رفتن ندارد، تمام آنچه در ایران داشت اعم از دارایی و تجهیزات به ما واگذار کرد و حتی حدود چهار میلیون دلار ارز در حساب ایران داشت که آن را هم بر جا گذاشت، فقط اصرار داشت از محل همین منابع حقوق و سنوات تمامی کارکنانش در ایران پرداخت شود و در واقع آنها بازخرید شوند. همین باعث شد داده‌پردازی بر جا بماند.»
جریان کم و بیش مشابهی برای چند شرکت برجامانده از فرنگیان اتفاق می‌افتد و در این میان با حمایت محمدتقی بانکی سرپرست سازمان برنامه و بودجه و قائم‌مقام شورا نقش قنبری در تدوین محتوای درسی و حتی راه‌اندازی المپیاد‌های کامپیوتر هم پررنگ‌تر می‌شود. دایره ارتباطات به دوستان سابق مدرسه علوی که بانکی هم در زمره آنهاست محدود نمی‌شود و دست بر قضا یکی از صمیمی‌ترین دوستان و همکاران همیشگی قنبری یعنی نصرالله جهانگرد هم وارد مرکز تحقیقات مخابرات می‌شود؛ شروع یک دوستی پرماجرا و همچنان ماندگار.

لیکن چه می‌شود که ناگهان برات قنبری از مرکزی که این همه برای بقای آن زحمت کشیده بال می‌کشد؟ وزیر جدید مخابرات در دولت سازندگی اعتقاد چندانی به به‌کارگیری توان داخلی برای پروژه‌های بزرگ مخابراتی ندارد و در حالی که یکی از مهم‌ترین گام‌ها در توسعه زیرساخت فناوری کشور برداشته می‌شود ایرانی‌ها از چشم‌آبی‌ها جا می‌مانند. برات قنبری استعفا می‌دهد ولی تا عید همان سال می‌ماند و سپس یکی از موفق‌ترین دوره‌های فاوا در سازمان مدیریت را آغاز می‌کند. انتظاری هم بی‌مهری می‌بیند و بعدها کنار گذاشته می‌شود ولی قنبری بذر انبوهی از شرکت‌های مخابراتی داخلی را در خاک بازار تلکام می‌کارد که به سرعت بارور می‌شوند و البته دوره مدیریت ‌غرضی را پرگزند می‌کنند:«طبیعی بود که نیروهای متخصصی که در این سال‌ها در مرکز مخابرات تعلیم دیده بودند با فقدان پروژه‌ها رو به تاسیس شرکت‌های خودشان می‌آورند و منتقد سیاست‌های اقتصادی وزارتخانه هم هستند. من هم در هیچ برهه کاری صبر نکردم که کسی مرا کنار بگذارد، همان ابتدای رای آوردن جناب غرضی برای دوره دوم خودم استعفا کردم تا بحثی نباشد.»

 

قنبری در مسیر برگشت درباره این جریان صحبت می‌کند که وقتی دنبال ویترین نباشید از میزان اصطکاک هم کاسته می‌شود

 

بنیه علمی مرکز در زمان قنبری و یارانش رشد کرد

 

قنبری در لباس سربازی در کنار جهانگرد جوان

 

ارتباط صمیمی او با کارمندان و خانواده‌هایشان زبانزد است

 

بازدید رئیس جمهور وقت از مرکز تحقیقات مخابرات نشان از توجه دولت سازندگی به تولید داخلی داشت

 

چاره‌ساز

ایرانسل در سال ۸۴ تاسیس می‌شود و برای چند ماهی به نظر می‌رسد بعد از جنجال‌‌های ترکسل ماجرا ختم به خیر شده است ولی پس‌لرزه‌ها ادامه دارد. در فروردین ۸۵ معصوم فردیس معاون پیشین قنبری در کمیسیون بررسی پروانه اپراتور دوم و رئیس وقت سازمان رگولاتوری دستگیر می‌شود. قنبری با این اندیشه به تهران باز‌می‌گردد که بازگشتنش موجب رهایی همکار سابقش خواهد شد اما آزادی او تنها چند ماهی به طول می‌انجامد و دوباره روانه زندان می‌شود. رایحه مهرورزی دولت نهم در حال وزیدن است و در انتخاب گزینه‌هایی مانند کوهزادی، سلیمانی و انتظاری قنبری هم مورد مشورت قرار می‌گیرد. وزیری که در نهایت برای رای اعتماد به مجلس معرفی می‌شود کسی نیست جز یک استاد سابق دانشگاهی که برخلاف انتظار هم روی از مرکز تحقیقات می‌گرداند و هم اعتمادی به ترکیب مدیریتی سابق مخابرات و وزارتخانه ندارد؛‌ محمد سلیمانی.
جلسه معارفه‌ای برگزار می‌شود و در غیبت قنبری، سلیمانی تلویحا به نادرستی وزرای قبلی اشاره می‌کند. او که از سفر بازمی‌گردد با این استدلال که همکار همان نادرستان پیشین بوده استعفای خود را تقدیم می‌کند. جهانگرد در بانک مرکزی مشغول است و قنبری هم روانه بانک ملی می‌شود. سومین دوره زندگی برات قنبری در حال آغاز شدن است.
سلیمانی تیغ را برای شرکت‌های مخابراتی داخلی از رو می‌بندد و با تجربه زمان غرضی این بار قنبری در دفاع از شاگردان سابقش در مرکز تحقیقات سکوت پیشه می‌کند:«همان موقع هم معتقد بودم که اگر آن روزها چنان سختگیری‌ای بر شرکت‌‌های مقاطعه‌کار داخلی نمی‌شد امروز در برابر شرایط بین‌المللی بیشتر آمادگی داشتیم ولی ترجیح دادم برای پرهیز از پیچیده شدن وضعیت آنها درگیر بحث‌شان با وزارتخانه نشوم.»

بودجه بانک‌ها با هدایت آن حلقه در راه توسعه فناوری به کار می‌رود و به سرعت جایگزین بودجه مستقیم دولت در دوره پیشین برای ارتقای فضای فاوای کشور می‌‌شود. سرویس‌های غیرفیزیکی توسعه پیدا می‌کنند و برای اموری همچون امنیت و زیرساخت فنی چاره‌سازی می‌شود. این روزها نیز همچون همیشه در سکوت روی شبکه اختصاصی بانکی با مشارکت گروه مخابرات ایران و بانک ‌مرکزی مشغول فعالیت است و معتقد است این پروژه مانند تمامی اقدامات پیشینش می‌تواند چاره‌سازی بخشی از فعالیت‌های کشور باشد.

حمله قلبی

یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های بانکی کشور در سال‌های اخیر پرداخت پرچالش یارانه‌ها بود که در میانه انجام سری نخست آن، ‌درست در شب پرداخت، برات قنبری همیشه قبراق و خندان دچار حمله قلبی شد. اتفاقی که به ظن خودش توانسته کمی احتیاط را بر زندگی روزمره‌اش غالب کند:«هیچ وقت آدم عافیت‌طلبی نبودم و تابع شرایط خاصی برای کار کردن نیستم. همیشه چهار سال آینده‌ام را پیشتر برنامه‌ریزی می‌کنم و طرح شبکه اختصاصی بانکی هم انجام شود، برای بعد از آن از همین حالا برنامه‌ دارم.» از میان آزمایشگاه‌های مرکز تحقیقات و چمن‌های شورای عالی فضای مجازی که می‌گذریم، توضیح می‌دهد این خوش‌بینی نتیجه رویا‌بین بودن وی نیست بلکه زاییده واقع‌گرایی‌اش است: «همیشه پذیرفته‌ام که دیدگاه‌های گوناگونی درباره نتایج نیک و بد کارهایم وجود داشته باشد ولی پول‌پرست و اسیر عناوین نیستم. همیشه طوری کار می‌کنم که همین فردا بتوانم میز و صندلی را رها کنم و دنبال کار تازه‌ای بروم. برای استعفا هم همیشه سه بهانه دارم: ادامه تحصیل، ‌بازنشستگی و نماینده خلخال شدن!» یکی از شاگردان سابق که دوربین را دست عکاس پیوست دیده از دور داد می‌زند: «پس بالاخره احساس تکلیف کردین استاد!؟»

 

محبوبیت قنبری در میان کارشناسان قدیمی‌تر هنوز هم بی‌نظیر است

 

ریاست قنبری بر کمیسیونی که پروانه اپراتور دوم را نوشت حرکتی تاریخی در کنار داوری‌نژاد و فردیس بود


تکیه کلام این روزهای قنبری این است که مدیر موفق دولتی نیاز به اختیارات دارد نه بودجه

 

جمع نخبه مدیران آن روز مرکز تحقیقات طی دهه گذشته از هم فاصله گرفت

 

سندیکای تولید‌کنندگان

برات قنبری دستی پرکار بر آتش نهادسازی دارد و مرکز تحقیقات مخابرات بیانگر همه تمایلات وی برای نهادسازی نیست. او را می‌توان جزو مبدعان مرکز صنایع نوین در وزارت صنایع سابق، کنسرسیوم صادرکنندگان نرم‌افزار در ثنارای و مهم‌تر از همه اولین پایه‌گذار سندیکای تولید‌کنندگان رایانه به شمار آورد که این روزها یکی از خبرسازترین نهادهای مقابل سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور به شمار می‌رود. قنبری معتقد است در آن زمان زاویه دید با حال حاضر فرق داشت:«من همیشه مدافع تولید داخلی و تولیدگران بودم اما هیچ‌گاه از لفظ خودکفایی استفاده نکردم و باورم به خوداتکایی بوده تا خودکفایی. در آن زمان هم ما قائل به جنگ میان تولید‌کننده و وارد‌کننده نبودیم و معتقد بودیم مانند الگویی که در مرکز دنبال می‌کردیم بازار قابل تقسیم است. هنوز فضا اینقدر میان انجمن و سندیکا قطبی نشده بود.»

تکتاز

بخش فناوری داده‌پردازی با همراهی مثال‌زدنی پرویز شهریاری پا می‌گیرد. جمعی از بزرگ‌ترین و قدرترین شرکت‌های حال حاضر فناوری کشور در همین دوره متولد می‌شوند که دامنه آنها از پویا تا مادیران متنوع است. از همین دوره قنبری رویای خصوصی‌سازی را در سازمان مدیریت در سر می‌پروراند. المپیاد کامپیوتر پایه‌گذاری می‌شود. محتوای کتاب‌های درسی آموزش کامپیوتر نوشته می‌شود. معاونت مربوطه در شورای عالی انفورماتیک در اوج کارآمدی است که برات قنبری تصمیم به ترک دوستانه شورای عالی انفورماتیک می‌گیرد که دیگر نخستین بار نیست.
دی‌ماه سال ۷۴ برات قنبری که هیچ‌گاه از داده‌پردازی دور نشده عضو هیات مدیره می‌شود و اندکی پیشتر هم جهانگرد در پی قرارداد با بانک صادرات وارد داده‌پردازی شده. حلقه همفکران علاوه بر مفهوم شرکت‌داری ورای مرکزداری با اصول تجارت الکترونیکی هم سازش پیدا می‌کند. قرار داشتن سهام زیر نظر شورای عالی انفورماتیک مانع از اختلافات مدیریتی میان مدیرعامل وقت، مسیح قائمیان، که از ساختار بانکی آمده، و رئیس هیات مدیره، نمی‌شود و سرانجام از یکدیگر جدا می‌شوند. قنبری هم معتقد است نباید انرژی را صرف جنگ و دعوا کرد. بودجه مرکز با یکی از مصوباتی که قنبری از سازمان برنامه و بودجه می‌گیرد تضمین می‌شود ولی خودش رهسپار سمت جدید در بدنه نزدیک‌تر به وزارتخانه است؛ هیات مدیره مخابرات.

زلزله سیاسی دوم خرداد نزدیک است و در سازمان مدیریت اتفاقات جالبی می‌افتد. محسن سازگارا به دستور روغنی زنجانی به جای قنبری می‌نشیند ولی مسعود داوری‌نژاد که معاون انفورماتیک می‌شود مسیری را در پیش می‌گیرد که او را هم در تاریخ پروانه‌های فناوری بعد‌ها ماندگار می‌کند.

هیات مدیره جدید با نظر برات قنبری به توسعه زیرساخت تلفن‌ همراه روی می‌آورد که جزو خدمات اولیه محسوب می‌شود ولی از همان ابتدا تلفن همراه را تبدیل به کالای لوکسی می‌کند که این عنوان تا نزدیک به یک و نیم دهه بر تارک همراه اول می‌درخشد.

اجلاس سران کشورهای اسلامی زمینه را برای آن فراهم می‌کند که با تبادلی پایاپای اینترنت دومگابایتی به مرکز ارائه و زمینه برای اینترنت پرسرعت گسترده‌تر از قبل شود ولی این دستاوردهای فنی و اقتصادی در زمینه سیاسی به آن درخشانی هم نیست؛ نصرالله جهانگرد از مجلس رای نمی‌آورد.

معتمدی در حالی وزیر می‌شود که باید سایه وزیر در سایه را به دنبال خود ببیند و با همراهان او نیز چندان سر همراهی ندارد اما جریان از دید خوش‌بینانه برات قنبری چندان هم مطابق با ماجرا نیست:«آقای جهانگرد تنها دوم خردادی واقعی در تمام جمع ما بود و واقعا هم استحقاق وزارت را داشت ولی به نظر بنده بخت بخش فناوری بلند بود که ایشان وزیر نشدند. توانستند به دور از الزامات و ایجابات وزارت واقعا کار بنیادی انجام دهند و به عنوان معاون فناوری اطلاعات را با اطلاع‌رسانی پیوند دهند که حال بیشتر از همیشه مشخص است چقدر صحیح بود. در دوره تکفا واقعا تحولات درستی اتفاق افتاد.» در هیات مدیره مخابرات برات قنبری با تجربه و ارتباطاتش در سازمان مدیریت و شناختش از نظام مالی و ظرفیت‌های مخابرات می‌کوشد گروه را یک قدم به خصوصی‌سازی نزدیک کند. اتفاقی که در سال ۷۹ با جدا شدن مخابرات از بودجه عمومی کشور محقق می‌شود.

در دور دوم سید محمد خاتمی، کارکرد قنبری در نقش معاون وزیر متفاوت می‌شود. او در بازه ۷۹ تا ۸۳ تمام همت خود را بر قوت ‌گرفتن زیرساخت قانونی خصوصی‌سازی مخابرات و مهم‌تر از همه پروانه اپراتور دوم می‌گمارد و همین لازمه ارتباط مداوم و بی‌وقفه با ساختار سیاسی کشور به ویژه مجلس شورای اسلامی است. کار طاقت‌فرسا در پایان سال ۸۳ به ثمر می‌رسد و قنبری به گفته خود برای ادامه تحصیل ابتدا عازم مالزی و سپس یکی از کشورهای اروپایی می‌شود اما دوری آقای مدیر دیری نمی‌پاید. ابتدا معتمدی استعفای او را نمی‌پذیرد ولی زنجیره حوادث پس از آن به این آرامی نیست.

 

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، تحلیلی و فرهنگی پیوست

توضیح اینکه این گزارش حدود 3 سال پیش در ماهنامه پیوست درج گردیده بود که توسط سایت خلخالیم بازنشر می‌گردد.

http://www.khalkhalim.com/images/stories/tablighat3/yashilweb.gif

 


 

یادداشت  

 
#1 شهروند 1395-11-20 19:49
باعث افتخار شهرمان هستن. ولى جالبه تو متن نوشتن روستازاده مگر ايشون متولد خلخال نيستن سال 32 خلخال فرماندارى داشت.

پاسخ مدیر : با سلام، ما امانتداری کرده ایم و متن را دقیقا منعکس کرده ایم .
مهندس برات قنبری پدرشان اهل هیرو و مادرشان اهل روستای فرهنگ و ادب "خمس" می باشند .
 
 
#2 mohamad 1395-11-20 19:50
khoda hefsesh kone kheili dosesh darim ama aghaye doktoor ba in hame nofoozo ashna che harekate mosbati baraye abadanie shahr kardan? aya azin chehrehaye hamshahri ma ziad nadarim?
pas chera be dade vataneshoon nemiresan chera astin bala nemizanan ta vataneshono az in felakat biroon biaran?

پاسخ مدیر : با سلام، مهندس برات قنبری خلخال را عاشقانه دوست دارند و قطعا اقداماتی هم انجام داده اند که خیلی از شهروندان در جریان نیستند.
شهر خلخال در برهه های مختلف پایلوت برخی طرحهای مخابرات بود و برخی تکنولوژی ها اولین بار در سطح کشور در خلخال اجرا شد .
اجرای سیستم آی دی کالر اولین بار در شهر خلخال اجرا شد و در مورد اجرای سیستم تلفن دیجیتال، خلخال جزو اولین شهرهایی بود که این سیستم در آن اجرا شد .
طی سخنرانی که 4 سال پیش ایشون در جمع خلخالی های مقیم تهران داشتند، اذعان داشتند که لطفاً مشکلات حوزه مخابرات خلخال را به بنده منعکس نمایید تا در رفع آنها کمک کنم و اینکه اگر مشکلات به بنده منعکس نشود، بنده از کجا متوجه باشم که خلخال چه مشکلاتی دارد؟
البته بنده شنیده های مستقیم خودم رو منعکس کردم و به هیچ وجه قصد جانبداری ندارم .

بنده مثل شما و همه شهروندان خلخال، امیدواریم همشهریان موفق ما در مرکز کشور که صاحب پست و مقام تأثیر گذار هستند، به کمک خلخال بیایند . و امیدواریم شرایطی پیش بیاید که ما بتوانیم از موقعیت این عزیزان در جهت توسعه خلخال استفاده نماییم و مسئولین محترم داخل شهرستان را دعوت میکنیم که خلخالیهای دارای موقعیتهای ممتاز کشوری در حوزه های مختلف را شناسایی کرده و از آنها برای حضور در خلخال و شنیدم مشکلات منطقه دعوت نمایند
 
 
#3 محمد صادق شهبازی 1395-11-21 14:53
با سلام
منطقه خلخال نسبت به جمعیت آن نخبگانی زیادی دارد ودلیل اصلی آن نیز از جغرافیای خلخال است که مردم باهوش وشجاع دارد واقای قنبری نیز یکی از همین همشهریان افتخار آمیز میباشد
 
 
#4 سلیمان 1395-11-22 11:31
از مدیریت محترم سایت خلخالیم تشکر میکنم که باز نشر زندگینامه وقسمتی از فعالیتهای دکتر قنبری که یکی از افتخارات کشورمون میباشند درجهت شناخت بیشتر ایشان.واینکه همشهریان عزیزمان اطلاع پیداکنند چه عناصر ذیقیمتی از خلخال زر در پست های مدیریتی کلان کشورحضور فعال دارندبعنوان همشهری دکتر قنبری تشکر میکنم وامیدوارم این دکتر بااخلاق ومهربان خلخالی هادرتمامی امورات زندگی موفق باشندوامیدوارم این دفعه استعفایشان واقعآ برای نمایندگی مردم خلخال در مجلس شورای اسلامی باشد.انشاءالله
 
 
#5 دلواپس 1395-11-24 11:42
سلام
عزیزان جان از آقای دکتر تیمور توکلی هشتجین چه اطلاعاتی میتوانید ارائه بدهید؟؟؟؟

پاسخ مدیر :‌ سلام . شرح نسبتا کاملی از دکتر تیمور توکلی در سایت موجود می باشد .
برای دیدن صفحه بر روی لینک زیر کلیک نمایید
khalkhalim.com/.../
 
 
#6 همشهري 1395-11-25 10:56
با سلام :
جناب آقاي دكتر قنبري يكي از افراد توانمند و پتانسيلهاي قوي شهر خلخال ميباشند كه مايه مباهات مي باشند. اما افسوس كه بدليل مشغله ومسئوليت زياد نميتوان ايشان را ملاقات نمود. از مديريت سايت خواهشمندم در صورت امكان براي حل مشكل يكي از همشهريان وقت ملاقات حضوري از ايشان مطالبه فرمايند. با تشكر

پاسخ مدیر :‌ با سلام، بنده خودم به شخصه در طول عمر فقط یک بار ایشان را آنهم در یکی از گردهم آیی های خلخالی ها در تهران زیارت کرده‌ام. با این حال اگر درخواست منطقی داشته باشید، حاضریم بصورت مکتوب و از طریق دوستان به ایشان منتقل نماییم .
لازم به ذکر است که ایشان مطالب سایت را مطالعه می فرمایند و شما اگر درخواست خود را در همین صفحه نیز قید نمایید، به احتمال زیاد به اطلاع ایشان خواهد رسید .
 
 
#7 شهروند 1395-11-26 09:37
از آقای قنبری درخواست دارم در مورد اقدامات شان برای رفع مشکل آنتن دهی در جاده ها و روستاهای خلخال و مشکل سرعت اینترنت در خلخال و کوثر بفرمایند.
یا تلاش برای ایجاد مراکز صنعتی یا تحقیقاتی یا اشتغال زای مخابرات در خلخال.
اقدامی که منجر به نتیجه عملی شده است.
 
 
#8 تایماز رسولی-از تهران 1395-11-26 19:50
باسلام
احتراما ضمن تشکر از مدیریت سایت از مقاله زندگی مهندس قنبری نهایت استفاده را کردیم.لازم به ذکر است که چنین شخصیتهایی که اهل خلخال هستند در مسندهای مدیریتی کشور کم نیستند که متاسفانه ناشناس ماندند.بطور مثال مهندس علیزاده در گروه سایپا.مهندس ملکی در مپنا.مهندس رحیمی در وزارت نیرو و ..
 
 
#9 بهبود مشعوفی 1395-11-29 11:37
آقای مهندس قنبری در مسئولیتهای حساس خود بویژه در دوران طلایی مرکز تحقیقات مخابرات ایران، نقش مهمی در راستای خود اتکائی صنعت مخابرات، الکترونیک و کامپیوتر داشتند. ایشان در بین جامعه دانشگاهی و اساتید، محققین، پژوهشگران و متخصصین برق و کامپیوتر از محبوبیت، اعتبار و نفوذ بالایی برخوردار میباشند.
 
 
#10 همشهري 1395-11-30 08:31
با سلام:

در صورت امكان لطف بفرماييد وقت ملاقات بگيرين. بنده به همراه متقاضي خدمتشون ميرسيم.

خدا خيرتون بده
 

اضافه‌ كردن نظر

** لطفا در قسمت تصویر امنیتی فقط نتیجه عمل ریاضی را درج بفرمایید و از نوشتن کل عبارت ریاضی خودداری فرمائید **


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

آمار سایت

فرم ورود



logo-samandehi

برای بهره گیری از قابلیتهای گرافیکی صفحه لطفا از مرورگرهای مناسب استفاده نمایید

خلخالیم را محبوب کنید