اعلان ویــژه

http://www.khalkhalim.com/images/stories/tmp/37.jpg

معرفی اجمالی شهرستان خلخال

شهرستان خلخال یک منطقه کوهستانی با طبیعتی بکر و بسیار زیباست که در جنوب استان اردبیل واقع شده است و مرکز آن شهر خلخال یا هروآباد است .

این شهرستان با دارا بودن 85 در صد از جنگلهای استان اردبیل از طرف شمال به شهرستان کوثر ، از شرق به استان گیلان ، از جنوب به استان زنجان و از غرب به شهرستان میانه  آذربایجان شرقی حدود می شود .

 

ادامه معرفی خلخال  ...

درباره وبسایت خلخالیم

وب سایت شخصی "خلخالیم" ( کلمه ترکی به معنی خلخال من ) بعنوان اولین وب سایت جامع شهرستان خلخال با رویکرد فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ، از تاریخ 8 / 8 / 88 ( سالروز ولادت با سعادت امام هشتم ) افتتاح و کار خود را شروع کرده است .

این وبسایت در سایت ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ، متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده و تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .
وب سایت خلخالیم یک نشریه الکترونیکی است که متعلق به همه خلخالیهای دنیاست از دورترین روستاهای خلخال گرفته تا خلخالیهای خارج از کشور .

>> ادامه ...

از اینکه ما رو همراهی میکنید خوشحالیم و بینهایت از شما ممنونیم

عضویت در سایت خلخالیم

از تمامی شهروندان عزیز خلخالی دعوت می کنیم با درج نام و نام خانوادگی خود اقدام به ثبت نام در سایت نمایند .

همچنین افرادی که مایل به همکاری با سایت هستند ، نوع کاربری آنها بعدا و با هماهنگی مدیریت سایت قابل ارتقاء بوده و امکان درج مطلب در سایت را خواهند داشت .

چنانچه به هر دلیلی گذرواژه خود را فراموش کردید , برای فعال سازی آن از لینکهای "بازیابی گذرواژه" یا "بازیابی شناسه" که در زیر فرم ثبت نام درج شده استفاده نمایید و یا بصورت دستی برای مدیریت سایت ایمیل ارسال نمائید

لازم به ذکر است که مشخصات شما نزد مدیریت سایت محفوظ خواهد بود


برای عضویت در سایت لطفا کلیک کنید ...

  • اخبار پایین صفحه
  • صفحه اصلی
  • فید خبرخوان
  • همه پایگاههای وب خلخال
  • جستجوگر ویژه

http://khalkhalim.com/images/stories/tablighat2/h_zendan1.jpg

آخرین اخبار و اطلاعیه ها

Home اجتماعی به یاد شب نشینی های فراموش شده
به یاد شب نشینی های فراموش شده فرستادن به ایمیل
اجتماعی

پذیرایی ها ساده بود و در کمتر خانه ای میوه وجود داشت . از این سال تا سال دیگر شاید یک بار هم رنگ مرکبات نمی دیدند . مجمه روی کرسی پر بود از شب چره هایی از مغز گردو و ...

 

 

 

 

به یاد شب نشینی های فراموش شده

 

نویسنده : مهدی ویسانیان


بعد از شنیدن صحبتهای پدربزرگها و سالمندان روستا می بینم که با اینکه در کنار یکدیگر زندگی می کنیم چقدر از همدیگر دور هستیم .

 

صحبت از زمانی است که سن من و همسالان من قد نمی دهد صحبت از سرمای سوزان و برفهایی است که تا زانو آدم در برف می رفت  ، صحبت از آن روزهایی است که حتی نفت نقش بسزایی در گرم کردن خانه ها نداشت چه برسد به بخاری گازی ...

کرسی بود که با گرمای پِهِنِ خشک شده که در زبان محلی به آن " کَرمَه " می گویند اهل خانه را از سرمای سوزان آن روزها نگه می داشت . آن روزهایی که همه همسایه ها زیر یک کرسی جمع می شدند و بزرگتر ها گرداننده های این مراسم بودند . پدران از کشاورزی و دامداری و مادران از خانه داری و فرزندان از آقا و خانم معلم جدیدشان که از شهر آمده بود می گفتند . پدربزرگها به طرح معما و چیستان و گفتن داستان هایی از گذشته های دور و ظلم و ستمی که از اربابان گذشته بر آنها روا شده بود می پرداختند . بچه ها نیز سرگرم  به نقطه بازی و شاه و دزد ، بازی می شدند . آن موقع خانواده ها آنقدر با هم صمیمی بودند که اگر میانشان بحثی در میان می گرفت کینه در آن رسوخ نداشت .

 

پذیرایی ها ساده بود و در کمتر خانه ای میوه وجود داشت از این سال تا سال دیگر شاید یک بار هم رنگ مرکبات نمی دیدند . مجمه روی کرسی پر بود از شب چره هایی از مغز گردو، کشمش و نخود ، سنجد، قیصی ، گندم و عدس برشته ، و یا سیبی که تازه از زیر خاک در آورده بودند . و آنچه که لذت خوردن این ها را چند برابر می کرد آن بود که همه آنها حاصل دسترنج و روئیده شده از خاک پاک روستای خودمان بود و از همه مهمتر از روزی حلال بود . آن روزها مثل امروزه تلویزیون چندان فراگیر نبود که در همه خانه ها وجود داشته باشد و تعداد معدودی از خانواده ها تلویزیون داشتند و آن هم در شبانه روز فقط چند ساعت برنامه داشت و مثل امروز نبود که  کل فضای خانه را اشغال نماید . این شب نشینی ها به همین جا ختم نمی شود و چه گره ها و مشکلات در بطن همین دور هم جمع شدن ها باز می شد . مادران برای پسران جوان خود از میان دختران روستا یک به یک سبک و سنگین می کردند و از همین شب نشینی ها چه زندگی ها که سرو سامان نمی گرفت .

 

حال نمی دانم چه بگویم آیا پدران ما نتواسته اند خود را با عصر تکنولوژی وفق دهند یا ما هویت خودمان را در این عصر وانفسای تکنولوژی گم کرده ایم . ما در یک خانواده در کنار یکدیگر زندگی می کنیم اما عضوء شبکه های اجتماعی می شویم و از این طریق با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم و رنگ و بویی از زندگی سنتی در زندگی روزانه مان حس نمی شود و یا اگر شب نشینی هایی هم برگزار می کنیم نشانه هایی جز تجملات در آن دیده نمی شود .

 

با کمی تأمل می توانیم به این نکته پی ببریم که زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم و می توانیم همانند پدرانمان به دور از هرگونه تجملات و با سادگی در کنار یکدیگر زندگی کنیم .

 

مهدی ویسانیان کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی

 

یادداشت  

 
#1 رضا جعفری 1392-09-10 13:41
مطلب بسیار زیبایی بود ، مخصوصا پاراگراف ماقبل آخر که اشاره به نکته های خوبی داره

ممنون از آقای ویسانیان
 
 
#2 مهدی عنایت زاده 1392-09-10 15:07
یاد باد آن روزگاران یاد باد
آنزمان چیزی جز مهر و محبت وصفا و صمیمیت نبود
اینک اما همه چیز هست جز مهر و محبت و صفا و صمیمیت
من هم تکنولوژی را باعث دور شدن آدمها از یکدیگر میدانم ویا شاید هم ما هنوز طرز استفاده درست از آن را یاد نگرفته ایم؟
 
 
#3 امیر 1392-09-11 07:50
با سلام به همه همشهریان عزیز موضوعی که مدتهاست به چشم میزند آنهم پرسه زدن سگهای ولگرد داخل شهر خلخال است که علاوه بر مشکل بهداشتی از نظر امنیت و وجهه اجتماعی نیز شهر نیز معظل بشمار میاید همین دیروز ساعت 8.30 شب خیابان اصلی شهر بین سهراه بیمارستان و میدان اصلی شهر(بانکها) 2 قلاده سک ولگرد پرسه میزدند خواهش میکنیم مسئولان فکری به حال این شکل بکنند.

پاسخ مدیر : سلام دوست عزیز . لطفا اینگونه نظرات را در صفحه نظرات عمومی مطرح بفرمائید .
 
 
#4 نیاری 1392-09-11 17:48
جالب اینجاست که اگر امروزه به همان شکل سنتی قدیم زندگی میکردیم میگفتیم پس ما کی پیشرفت خواهیم کرد!زمانی که کرسی داشتیم میگفتیم در مملکتی که این همه نفت است چرا نفت نداریم تا بخاری نفتی روشن کنیم،بعد که بخاری نفتی آمد ونفت آمد بعد از مدتی گفتیم کی از دست زحمت تهیه نفت و بوی نفت خلاص میشویم و بعد گاز آمد و راحت شدیم و الان هم بعضی وقت ها میگوییم گرمای بخاری نفتی دلچسبتر از بخاری گازی بود!
واقعیت مطلب این است که زندگی همینه،شما در تاریخ کمتر تمدن و یا ملتی را پیدا میکنید که مردم امروزشان همانند مردم 50 سال قبلشان زندگی کنند،قبلا همه ی اقوام و فامیل در کنار همدیگر بودند و چند کوچه و چند خیابان با هم فاصله داشتند الان کیلومترها باهم فاصله دارند در این شرایط شب نشینی را کجا بریم؟وبا این جمله که جزء قول زدن خودمان معنای دیگری ندارد خودمان را تسکین میدهیم،میگوییم: دوری و دوستی.
قبلا همسایه از فامیل هم به هم نزدیکتر بودند و محرم اسرار همدیگر و دلواپس همدیگر ولی امروز همسایه اسم همسایه خود را نمیداند چرا؟چون خود انسان ها اینگونه میخواهند امروز انسانها و خانواده ها دوست ندارنددر زندگیشان کسی دخالت کند و یا سرک بکشد چون فکر میکنند اینطور آرامش بیشتری دارند و آرامش خود را در داشتن وسایل آرامش که اجسامی جامد و بی روح هستند میداند و به قولی خبر ندارد که آرامش خود را دارد فدای تلاش برای فراهم آوردن وسایل آرامش میکند و هر روز به تلاش خود می افزاید تا اینکه در آخر میبیند همه چیز دارد جز آرامش.
 
 
#5 داود 1392-09-12 07:07
مطلب خیلی خیلی زیبایی بود.دستت درد نکنه
 
 
#6 آزاد 1392-09-12 14:03
با تمام نظرات موافقم ولی این یک حقیقت است که ما هم در مسیر جریان پیشرفت دنیا حرکت می کنیم و گریزی از آن نیست و نمی توان به روال زندگی امروزی خرده گرفت چون زندگی امروزی ایجاب می کند که همواره در تلاش و تکاپو باشیم مگر داشتن تکنولوژی عیب است، اطلاعات امروز کودکانمان را با گذشته مقایسه کنید و بعد نتیجه گیری کنید چرا که این مسیر هم باید طی شود اگر طالب پیشرفت همه جانبه هستیم ولی می توان همان صمیمت را در داخل خانواده کوچک خود هم البته با مدیریت برقرار کرد.
 
 
#7 فرزاد 1392-09-14 10:45
سلام
آقای نیازی نقد جالب و تحلیل به حق درست و واقعیت انکار ناپذیری بود.
بسیار متشکرم
 
 
#8 صادقی 1393-02-04 09:03
حال و هوای خاصی بر فضای ذهنم جاری شد با این اوصاف قشنگی که از گذشته کردیدممنونم مهدی عزیز
 

اضافه‌ كردن نظر

** لطفا در قسمت تصویر امنیتی فقط نتیجه عمل ریاضی را درج بفرمایید و از نوشتن کل عبارت ریاضی خودداری فرمائید **


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

آمار سایت

فرم ورود



logo-samandehi

برای بهره گیری از قابلیتهای گرافیکی صفحه لطفا از مرورگرهای مناسب استفاده نمایید

خلخالیم را محبوب کنید